وجدان جان عزیز....
رفیق روزهای سیاه و سفید من....
دوست هم پای شبهای روشن و کدر من!!!
لطفن انصاف را در حق همه ی آدمهایی که دوستشان دارم، رعایت کن....
داد و فغانت را هر شب هنگام خواب سر من نکش!!!
رگ هایت بی خود و بی جهت نبضم را به بازی نگیرد....
من برای خودم مرزهایی دارم ....
برای دوستانم ....
برای اطرافیانم....
و تمام کسانی که دوستشان دارم...
و تمام کسانی که دوستم ندارند...
لطفن کمی با من منصف باش!
قبول کن محبت کردن؛ دیگر به کار این مردم نمی اید!
با بعضی ها باید آینه ی خودشان بود...
درست شبیه خودشان!
وجدان عزیز تر از جانم!
قضاوت را بر من تمام کن،
این آدمهایی که سنگش را به سینه میزنی گاهی مثل چوپان دروغگو کل وجودت را زیر سوال میبرند!
منصف باش، این آدمها سالهاست با وجدان بیگانه اند!!!!
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۵ساعت ۲:۱۱ ق.ظ توسط وحید |
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
تاريخ: سه
شنبه
30 خرداد
1396 ساعت: 12:40